جزوۀ فعل

نکتـــــــــه 1:

صرف فعل : هرفعل را می توان درشش صیغه صرف کرد. از آن جا که هرفعل سه شخص دارد و هرشخص ممکن است مفرد یا جمع باشد ، از این رو فعل در شش صیغه صرف می شود که عبارتند از : 

اول شخص مفرد/ دوم مشخص مفرد / سوم شخص مفرد              اول شخص جمع / دوم شخص جمع / سوم شخص جمع

نکتـــــــــه 2:

شناسه : جزیی از فعل است که مفهوم شخص و مفرد و جمع بودن فعل را در بر دارد . هر شناسه در واقع به یکی از ضمیر های « من – تو – او – ما – شما – آن ها  » اشاره می­کند .

اول شخص مفرد : ــَ  م /  دوم شخص مفرد  : ی / سوم شخص مفرد: ـَ د / اول شخص جمع ـَ یم / دوم شخص جمع :ید /  سوم شخص جمع : ـَ ند

توجه : در زمان ماضی سوم شخص مفرد شناسه تهی (Ø) است.

نکتــــــــه 3 :

بن فعل : فعل بخشی است که مفهوم انجام کار یا حالت از آن مشخص می شود که به این بخش «بن فعل » گفته می شود که ثابت است و درساخت های شش گانۀ فعل می آید و پیام اصلی فعل را دربردارد.         مثال : 1)    خوردم – خوردی – خورد- خوردیم- خوردید  - خوردند

                                                                                 2)    می خورم – می خوری – می خورد – می خوریم – می خورید – می خورند

این فعل ها در عمل خوردن مشترک هستند . در قسمت 1 «خورد» و در قسمت 2 « خور»  یکسان هستند . این دو بخش بُن فعل هستند که مفهوم اصلی فعل را می رسانند .  بنابراین هرفعل دو بُن دارد : بُن ماضی – بُن مضارع

توجــــــه :  فعل های گذشته و آینده از بُن ماضی ساخته می شوند و فعل های زمان حال و امر از بن مضارع .

نکتـــــــــه 4:

بن ماضی : در فعل های ساده پس از حذف« ــَ ن  » از مصدر ، بن ماضی باقی می­ماند .بن ماضی در واقع فعل سوم شخص مفرد ماضی ساده است.          بن ماضی : مصدر بدون ــَ ن پایانی

مثل : دیدن = دید       کاشتن = کاشت       گفتن = گفت

نکتـــــــه 5:

بن مضارع : برای پیدا کردن بن مضارع ، فعل را به صورت امر در آورید و سپس حرف «ب» را از اول فعل بردارید ، آن چه باقی می ماند ، بن مضارع است . پس بن مضارع شکلی از فعل امر است که حرف «ب» از ابتدای آن حذف شده است .

پس فعل امر بدون حرف« ب » مثل : بخور = خور     ببین = بین     بکار = کار

نکتــــــه 6 :

مصدر : اسمی است که معنای فعلی دارد و در واقع گونه صرف نشدۀ فعل است و مانند فعل مفهوم انجام گرفتن کار یا حالتی را نشان می دهد با این تفاوت که شخص و زمان انجام مصدر مشخص نیست .

علامت مصدر «ــَ ن »  است . وقتی بن ماضی فعلی با «ــَ ن »  ترکیب شود ، مصدر به دست می آید .

مثل : نوشتن – خواندن و.....

نکتــــــــه 7 :

زمان فعل : هر فعل سه زمان اصلی دارد: ماضی (گذشته)، مضارع (حال )، مستقبل (آینده)

الف ) فعل ماضی : مهم ترین فعل های ماضی عبارت اند از : ماضی ساده – ماضی نقلی – ماضی استمراری – ماضی بعید – ماضی التزامی- ماضی مستمر

1-      ماضی ساده :    روش ساخت:  بن ماضی + شناسه

      کاربرد : برای بیان کاری که در گذشته به طور کامل بدون تکرار انجام گرفته است . مثل : دیروز به مدرسه رفتم.

مثال : رفت +م = رفتم    رفت + ی = رفتی        رفت (درزمان ماضی سوم شخص مفرد شناسه تهی (Ø) است)

رفت + یم = رفتیم         رفت + ید = رفتید       رفت + ند = رفتند

*توجه: گاهی در قدیم برای زینت بخشیدن به فعل ماضی ساده پیشوند « ب» می افزودند :       

   بگفت ای هوادار مسکین من       برفت  آن  یار شیرین  من

2-      ماضی نقلی :    روش ساخت:  صفت مفعولی ( بن ماضی + ه ) + فعل کمکی( ام ، ای ، است ، ایم ، اید ، اند)

       کاربرد : برای انجام کاری در زمان گذشته رخ داده و تا زمان حال ادامه یافته و یا آثار آن هنوز برجای است .

مثال : من درس هایم را خوانده ام .      سعدی بوستان را در سال 655 سروده است.

رفت +ه +ام = رفته ام      رفت + ه+ ای = رفته ای      رفت + ه + است = رفته است

رفت + ه + ایم = رفته ایم    رفت +ه + اید = رفته اید     رفت + ه + اند = رفته اند

*توجه : گاهی فعل «است» درماضی نقلی ساخت سوم شخص مفرد حذف می شود .

*توجه: توجه داشته باشید که « ام - ای - است - ایم - اید - اند  » درفعل ماضی نقلی شناسه نیستند ، بلکه گونه ای از فعل کمکی است.

3-      ماضی استمراری :     روش ساخت:   می +  ماضی ساده

        کاربرد : برای بیان کاری که در گذشته به صورت پیوسته ادامه داشته است .

مثال: سال گذشته هر روز به کتابخانه می رفتم.

می + رفتم = می رفتم          می +رفتی = می رفتی            می + رفت = می رفت

می+رفتیم = می رفتیم        می + رفتید = می رفتید           می + رفتند = می رفتند

*توجه:  گاهی در قدیم به جای « می» از پیشوند « همی» استفاده می کردند :

همی کشت  و  همی گفت  ای دریغا        که باید کشتن و هشتن در این دشت

*توجه: گاهی در قدیم به جای« می» در اول فعل ، از پسوند « ی » در اخر فعل استفاده  می شد :

کبوتران در طاعت  او  روزگار  گذاشتندی.(می گذاشتند)

*توجه: گاهی در آغاز «همی» و در پایان «می» اضافه می شد.   همی گفتندی

4-      ماضی بعید :  روش ساخت:  صفت مفعولی (بن ماضی+ه ) + فعل کمکی بودن ( بودم – بودی – بود – بودیم –بودید – بودند )

       کاربرد: برای بیان کاری که در گذشته پیش از کار دیگر اتفاق افتاده است .

مثال : رضا رفته بود که من از راه رسیدم .

رفته + بودم = رفته بوده          رفته + بودی= رفته بودی      رفته + بود = رفته بود

رفته + بودیم = رفته بودیم        رفته + بودید = رفته بودید      رفته + بودند = رفته بودند

5-      ماضی التزامی :    روش ساخت:  صفت مفعولی + فعل کمکی باش ( باشم – باشی – باشد – باشیم – باشید – باشند)

       کاربرد : برای بیان کاری که در گذشته همراه با احتمال ،آرزو و شک و تردید انجام گرفته است.

مثال : شاید برادرم از مسافرت آمده باشد .

رفته + باشم = رفته باشم        رفته + باشی = رفته باشی          رفته + باشد = رفته باشد

رفته + باشیم =رفته باشیم       رفته + باشید = رفته باشید         رفته + باشند = رفته باشند

6 -  ماضی مستمر/ جاری:    روش ساخت: فعل کمکی داشتن( داشتم- داشتی- داشت- داشتیم – داشتید- داشتند) + ماضی استمرای  

داشتم میرفتم / داشتی میرفتی / داشت می رفت / .......

کاربرد: هرگاه دو فعل در زمان گذشته هم زمان انجام شده باشند.

نکته : گاهی بین دو جزء کمکی و اصلی ماضی مستمر فاصله ایجاد می شود که نباید ما را به اشتباه بیندازد  :

داشتم غذا می­خوردم که برادرم آمد.   ( داشتم می­ خوردم = ماضی مستمر)

ب) فعل مضـــــــارع :   فعلی که به زمان حال یا آینده دلالت می کند .

انواع مضارع : مضارع اخباری – مضارع التزامی- مضارع مستمر

1-      مضارع اخباری :  روش ساخت:  می + بن مضارع + شناسه

    کاربرد فعل مضارع اخباری : برای بیان وقوع کاری در زمان حال و آینده استفاده می شود . اخبار به معنای خبر دادن است .

مثال : به کتابخانه می روم.

می + رو +م = می روم         می + رو + ی = می روی          می + رو + د = می رود

می + رو + یم = می رویم      می + رو + ید = می روید         می + رو + ند = می روند

*توجه: گاهی در قدیم به جای پیشوند « می» از «همی» استفاده می شد:

همی گویم و گفته ام بارها            بود کیش من مهر دلدار ها

*توجه :گاهی این فعل (چه در زمان حاضر چه در قدیم ) بدون علامت خاص به  کار برده می شود :

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند ؟        بگفت اندوه خرند و جان فروشند.  (کوشند/ خرند / فروشند ، مضارع اخباری هستند)

2-      مضارع التزامـــی :  روش ساخت:  بـ + بن مضارع + شناسه

     کاربرد: برای بیان احتمال ،آرزو و شک و تردید در آینده استفاده می شود .    مثال : شاید به مسافرت برویم .

بـ + رو + م = بروم         بـ + رو + ی= بروی         بـ + رو+ د = برود

بـ + رو+ یم = برویم       بـ + رو+ ید = بروید            بـ + رو+ ند = بروند

3-      مضارع مستمر ( ملموس ):  روش ساخت:  فعل های کمکی داشتن ( دارم / داری / دارد / ....) + مضارع اخباری

      دارم می روم / داری می روی / دارد می رود /  .......

نکته : گاهی مانند ماضی مستمر بین جزء کمکی و اصلی مضارع مستمر فاصله ایجاد می­شود:

دارم کم کم به موفقیتشان امیدوار می­شوم ( دارم می شوم = مضارع مستمر)

ج) فعل آینــده :   روش ساخت: فعل کمکی خواستن (خواهم – خواهی – خواهد – خواهیم – خواهید – خواهند) + بن ماضی

           برای بیان کاری که در زمان آینده انجام خواهد شد ،به کار می رود.    مثال : هفته آینده به مسافرت خواهم رفت .

خواهم +رفت = خواهم رفت           خواهی + رفت = خواهی رفت       خواهد + رفت = خواهد رفت

خواهیم + رفت = خواهیم رفت        خواهید + رفت= خواهید رفت      خواهند + رفت = خواهند رفت